أبو الحسن الشعراني

378

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ . « 1 » مؤلف : و در شهيد دو قول گفتند : يكى آنكه قام بشهادة الحقّ ، كه او به شهادت و گواهى حقّ ايستاده باشد تا او را بكشند و ديگر ، آن است كه فرداى قيامت از جمله گواهان خدا باشد . علّامه شعرانى : مجرّدات عالم غيب كه اقدم و اشرف از نفوس متعلّق به جسمند ، در سعادت و كمال پست‌تر از اهل اين جهان نيستند و روح اوليا پس از مفارقت از بدن از همان مجرّدات غيبى است ، بىآلات جسمانى و جوارح دنيوى مىبينند و مىشنوند و معاشرت مىكنند و از ملاقات يكديگر بهره‌مند مىگردند و الّا بايد موجودات اين جهان كامل‌تر از آنها باشند و اين صحيح نيست و ما در عالم رؤيا كه با آن عالم متّصل مىشويم ، گاهى از وقايع آينده مطّلع مىگرديم كه يقين داريم به قدرت و فطانت خود آن را نفهميده‌ايم ، بلكه موجودات آن عالم كه از همه‌چيز خبر دارند ، به ما الهام كرده‌اند و قوّهء متخيّلهء ما آن را به صورت امثال و اشباح درآورد . پس مجرّدات آن عالم از ما كامل‌ترند و نمىتوان گفت ما لذّت و كمالى داريم بيش از آنان ، از جمله ملاقات با يكديگر و اطّلاع از هم ، چنان‌كه مناسب آن عالم است و ما را به حقيقت آن راه نيست . « 2 » مؤلف : و در متناول آيه سه قول گفتند : يكى عكرمه گفت : مراد به پيغمبران ، محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله است و به صدّيقان ، على بن ابى طالب و ائمّهء معصومين و به شهدا ، عبّاس . علّامه شعرانى : كاتب در عبارت كتاب تصحيف كرده است و عكرمه با آن انحراف اين سخن نمىگويد . و نسخهء آقاى كى استوان چنين است : « و به صدّيقان ابو بكر صديق ، به شهدا عمر و عثمان و على ، و به صالحان باقى صحابه » . و عجب است كه كاتب نام عبّاس را در شهدا آورده است ، با آنكه عبّاس به شهادت نرسيد ، بلكه به مرگ خدايى از دنيا رفت . بالجمله ، كاتب چنان در تشيّع متعصّب بود كه نخواست چيزى

--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 69 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 434 .